»
هر نمایی در نوع خود و به تنهایی ممکن است دارای مزایا و معایبی باشد. ولی این بدین معنا نیست که محدودیت یک نوع نمای خاص موجودیت و کاربرد آن را به کلی زیر سوال ببرد، بلکه بر عکس موجودیت آن را برای یک کارکرد ویژه و خاص قویتر و پررنگتر می نماید. مصالح کاربردی در ساخت نما بسیار متنوع بوده و هر کدام کارکرد خاص خود را دارند. از مصالح سنتی نظیر آجر و سنگ گرفته تا مصالح مدرنی نظیر شیشه های چند جداره و تقویت شده و حتی انواع جدید نما که حالت تعدیل شده مصالح سنتی است نظیر چوب های فرآوری شده (ترمو چوب) یا صفحات کامپوزیت آلومینیومی و ... که فرآیندهای حرارتی و گرمایی برخی از محدودیت های آن را به مزیت بدل نموده است.

عدم همخوانی بین جنبه همگانی و شهری با دیدگاه های فردی در صورتی می تواند بی اهمیت باشد که ساختمان جزیی از یک کل (شهر) در نظر گرفته نشود و ارتباط آن با محیط اطراف انکار گردد
دیگر زمان گذشته است که به ساختمان به عنوان موجودی صرفاً دارای هویتی مستقل نگریسته و پیوستگی هویت آن را با دیگر اجزای شهری که در آن زیست می نمائیم، نادیده انگاریم. نمای هر نمای ساختمان جزئی است از یک کل و تطابق جز با کل در هر سامانه و مجموعه، اصلی است انکار ناپذیر، بافت شهری عنصری است که موجودیت و هویت خود را مدیون تک تک عناصری است که در آن به کار می رود و قطعاً ساختمان و نمای هر ساختمان در یک شهر مهمترین عضو ساختاری این هویت است. عدم همخوانی بین جنبه همگانی و شهری با دیدگاه های فردی در صورتی می تواند بی اهمیت باشد که ساختمان جزیی از یک کل (شهر) در نظر گرفته نشود و ارتباطات آن با محیط اطراف انکار گردد. البته این موضوع، ارزش هیچکدام از این دو بخش (نمای ساختمان و نمای شهری) را به تنهایی از بین نمی برد. توضیح اینکه تنها حساسیت ساختاری که بر روی نمای یک ساختمان وجود دارد صرفاً هماهنگی با کلیت شهر نیست. بلکه باید نما را شناخت، اهمیت آن را در بافت شهری درک کرد، به کارکرد ویژه آن در نوع خود توجه نمود و در نهایت بر اساس همخوانی با محیطی که در آن به کار می رود به ساخت آن اقدام کرد. این همخوانی با محیط می تواند همخوانی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و از همه مهمتر فرهنگی باشد. اینجاست که گاهی با نمایی بسیار زیبا و چشم نواز برخورد می کنیم که به دلایل مختلف فاقد ارزش است.